آلیستر کراولی، عارف و مغ معاصر انگلیسی (1947-1875) شخصیت بسیار جنجال برانگیزی بوده که بدون شک این خصوصیت به شهرتش کمک کرده است. پیغمبری خودخوانده، موسس انجمن اخوت OTO (مکتب معبد مشرقی)، خود-نامیده با عدد 666 و نویسنده حدود 400 کتاب. علاقه کراولی به ترویج دیدگاه هایش از طریق جنجال آفرینی رسانه ای، اشاره هایش به عدد 666 (که به تعبیر برخی شیطانی، به تعبیر کابالیست های یهودی عدد آگاهی حاکم بر خورشید و دلیل ارتباط کراولی با آن شماره لوحی بوده که همسر کراولی – پس از اولین مکاشفه که منجر به نوشتن کتاب مقدس شریعت کراولی، تلما، شد – در موزه مصرشناسی قاهره به کراولی نشان می دهد) کافی است که او را شیطان پرست، جادوگر سیاه و دادگاهی در آمریکا او را «شریرترین مرد تاریخ» بنامد.

همانطور که اشاره شد، همه این مسایل باعث شهرت کراولی شده اما موضوع اینجاست که عده بسیار کمی از کسانی که در مورد او صحبت می کنند کتاب هایش را خوانده اند. و دلیل این موضوع هم – به گواه کراولی شناسانی از جمله لون میلو دوکوئت[i] آمریکایی – نثر فنی و پر از اصطلاحات تخصصی علوم باطنی اوست. به نحوی که خواندن کتاب های او بدون چند فرهنگ لغت، دایره المعارف، کتاب های مرجع اسطوره شناسی، فرهنگ عبری و انجیل و غیره ممکن نیست – حداقل برای علاقه مندان به علوم باطنی و کسانی که قصد آموختن دارند. فکر می کنم همه غربی ها، خواننده معاصر، اوزی اوزبورن[ii] را می شناسند. او – که اتفاقا آهنگی هم به نام Mr Crowley هم دارد – از نظر تبلیغاتی از خیلی جهات به کراولی شباهت دارد: به شاهزاده تاریکی مشهور است، قانون شکن، استفاده کننده مواد مخدر و افراط گر در رابطه جنسی است (یا لااقل بوده) و در عین حال شهرت زیادی دارد.

فکر می کنم خروجی کار یک هنرمند (یا هر نوع خالق دیگر) از شخصیت او بیشتر اهمیت دارد تا و این موضوع در خصوص کراولی هم مصداق دارد. حدس می زنم کسانی را که با حرف من مخالف باشند باید در حوزه کسانی که دسته بندی کرد که از مطالعه نوشته های یک نفر بیشتر به دنبال یافتن یک الگو هستند تا آموختن. گورجیف[iii] روسی (به نقل از فیلم زندگی نامه اش به نام Meetings with Remarkable Men ساخته Peter Brook) می گوید: اگر لازم شود برای  تحصیل آنچه می خواهم بر پشت شیطان سوار شوم این کار را خواهم کرد (نقل به مضمون). آستین اوزمن اسپیر[iv]، عارف معاصر انگلیسی، می گوید: «می خواهم که در مقابل شرّت مقاومت نکنی و نه از آن بهره برداری: چنان چیزی از ترس است و خوابگردی از ریاکاری زاده می شود» (تکفیر زوس[v]).

دو اثر کراولی تا به حال به فارسی ترجمه شده است:

  1. کتاب شریعت (The Book of the Law): این کتاب مقدس شریعت تلما (Thelema) به حساب می آید. نثری بسیار فنی و پر از نمادپردازی دارد. می توانید مطمئن باشید که سعی شما برای فهم کامل این کتاب به نتیجه نخواهد رسید. چرا که خود کراولی زندگی اش را وقف فهم و تفسیر این متن الهامی کرد. (به عقیده من وحی/دریافت درونی/شعر/الهام هنری/الهام مذهبی همه صرفا سطوح متفاوت از یک گذرگاه دریافت هستند. گذرگاهی که ورای سطح مادی و سطح ذهنی جریان دارد. گذرگاهی از جنس شهود یا یک سطح بالاتر از آن، نیروی حیات.) اگر به دنبال یک متن امروزی برای فهم این کتاب هستید، پیشنهاد می کنم کتاب The Magick of Aleister Crowley نوشته Lon Milo DuQuette را بخوانید. این کتاب هم از نقطه نظر فهم شریعت Thelema و هم خود کراولی بسیار راه گشا است. متن سبک و شوخ طبعانه ای دارد. ترجمه فارسی این کتاب در اینجا قابل خواندن است.
  2. کتاب تحوت (The Book of Thoth): این کتاب به عقیده بسیاری شاهکار کراولی است. کراولی به همراه یک نقاش (فریدا هریس[vi]) دست کارت هایی به نام Thoth Tarot ساخت[vii]. این کتاب مفصل به همراه دست کارت های «تاروت تحوت» فروخته می شود. در سلسله مراتب انجمن اخوت OTO، لازمه گذر از درجه مغ (درجه 2)، طراحی یک دست جدید تاروت بر اساس دریافت های فردی سالک است. این کتاب با تمامی ضمایم و با نویسه های دقیق زبان های اصلی ترجمه شده است. ترجمه فارسی این کتاب در اینجا قابل خواندن است.

کراولی یک کتاب بسیار مهم دیگر هم دارد به نام 777 and Other Qabalistic Writings. کامل ترین نسخه به همراه نویسه های عربی صحیح در اینجا در دسترس است. این کتاب نتیجه کار کراولی به عنوان یک محقق عرفان تطبیقی است. دراین کتاب اعداد صفر تا 10 و 22 حرف عبری به عنوان شاخص در نظر گرفته شده و مفاهیم، تعابیر و موضوعات مصطلح در بسیاری سیستم های عرفانی/جادویی با هم متناظر شده اند.


[i] Lon Milo DuQuette

[ii] Ozzy Osbourne

[iii] George Gurdjieff

[iv] Austin Osman Spare

[v] Anathema of ZOS

[vi] Frieda Harris

[vii]  تنها دست معروف تر از «تاروت تحوت»، دست کارت هایی است که با عنوان Rider-Waite معروف است.. Waite مترجم کتاب «حادوی آیینی، افراس و آیین» الیفاس لوی از فرانسوی به انگلیسی است و Rider هم نقاش آن دست کارت ها.

Advertisements

«جادوی متعالی، افراس و آیین[i]» در حوزه علوم باطنی غربی این اثری کلاسیک به حساب می آید که توسط مغ آیینی[ii]، الیفاس لِوی[iii] فرانسوی (1875-1810) نوشته شده است (شنیده ام که برخی فارسی زبانان الیفاس لِوی فرانسوی را با آنتون لَوِی[iv] آمریکایی اشتباه می گیرند. این دو نفر به هیچ وجه با یکدیگر قابل مقایسه نیستند. آنتون لَوِی – به نظر من – بیشتر یک پروپاگاندیست می آید).

الیفاس لوی در علوم باطنی غربی شخصیت بسیار مهمی است. می گویند اولین کسی بوده که در خصوص مفاهیم مربوط به انجمن های اخوت[v] و مکاتب آن ها کتاب نوشته و این مفاهیم را تا حدی تشریح کرده است. البته ظاهرا فرد محافظه کاری بوده چرا که – بر اساس نظر آلیستر کراولی – برخی تناسبات کابالیستی را در این کتاب به عمد به و غلط نوشته تا سوگند رازداری انجمن مطبوعش را نشکسته باشد.


[i] Transcendental Magic, its Doctrine and Ritual

[ii] Ritual magician

[iii] Eliphas Levi

[iv] Anton Lavey

[v] Brotherhood organizations

علوم باطنی، به طور تاریخی یک سنت شرقی بوده است. کسی در این خصوص تردیدی ندارد – از مقدمه کتاب مشهور «جادوی متعالی، افراس و آیین» و اشاره به مغان مادی ایران گرفته تا تاثیرات مکاتب تصوف شرقی و حلاج بر فرقه چلیپای گلگون[i]، کسی منکر نقش شرق در ایده پردازی و توسعه دیدگاههای علوم باطنی نبوده است. هر چند به نظر من، نباید برای این مبدا از نقطه نظر جغرافیایی قدری بیش از حد قایل شد. چرا که در اینجا صرفاً مساله زمان مطرح است. هر چه در زمان پیش تر رویم مبدا در افق پشت سرمان کم رنگ تر خواهدشد.

علوم باطنی غربی[ii] شامل گستره متنوعی از دیدگاه ها است که متاثر از دیدگاه هایی همچون عرفانی شرق، یهودی، مسیحی، دیدگاه های مدرن فیزیکی می باشد. واقعه قابل توجه و نوین در قرن 20 و 21 ام ظهور سنت شکنی در میان افراد دارنده این دیدگاه ها بوده است. به نحوی که دیدگاه هایی که تا پیش از این زمان به عنوان اسرار نزد مکاتب یا فرقه های مختلف مطرح بوده، به صورت کتاب منتشر شده و خصوصاً به صورت مجانی در اینترنت قرار گرفته است.

در علوم باطنی غربی اصطلاحی به نام جادو وجود دارد که ممکن است برای خواننده فارسی زبان (و حتی انگلیسی زبان!) ایجاد بدفهمی کند. کلمه جادو (Magic) – که در انگلیسی هم به معنای شعبده و هم عمل متافیزیکی به کار می رود – در دنیای علوم باطنی غربی، به مفهوم «علم و هنر اعمال تغییر در راستای اراده» (تعریف آلیستر کراولی) به کار می رود. مفهومی که الیفاس لِوی فرانسوی آن را «جادوی متعالی» می نامد و آلیستر کراولی آن را Magick (با تلفظ مِیجیک) می خواند. باید اشاره شود اصطلاح جادوگر (Magician) – یا آنچه من در اینجا ترجیح می دهم برای پیشگیری از بدفهمی «مغ» بنامم – در بسیاری از متون علوم باطنی غربی، با مفهوم عارف (Mystic) یکی در نظر گرفته می شود. البته در برخی تعاریف نیز تفاوتی هایی هست که این دو مفهوم را در جایگاهی در طیفی که یک سر آن بی عملی فعال (عرفان) و سر دیگر آن عمل­گرایی است قرار می دهد.

در این رابطه مفید است که توضیحی کوتاه هم در مورد دغدغه تاریخی جادوی سیاه و سفید هم داده شود – اصطلاح هایی که در طول تاریخ مغان و عارفین مختلف برای بدنام یا خوشنام کردن یکدیگر استفاده می کرده اند. به نظر من تاکید بر قایل شدن تمایزی مطلق بین این دو مفهوم بیهوده است. اما به عنوان برایندی بر دیدگاه هایی که در این رابطه مطالعه کرده ام، به نظر می رسد ارتباطی مستقیم بین بزرگی «من» مغ و میزان سیاهی اعمال او وجود داشته باشد.


[i] Rosicrucianism

[ii] Western occultism