بایگانی

معرفی

علوم باطنی، به طور تاریخی یک سنت شرقی بوده است. کسی در این خصوص تردیدی ندارد – از مقدمه کتاب مشهور «جادوی متعالی، افراس و آیین» و اشاره به مغان مادی ایران گرفته تا تاثیرات مکاتب تصوف شرقی و حلاج بر فرقه چلیپای گلگون[i]، کسی منکر نقش شرق در ایده پردازی و توسعه دیدگاههای علوم باطنی نبوده است. هر چند به نظر من، نباید برای این مبدا از نقطه نظر جغرافیایی قدری بیش از حد قایل شد. چرا که در اینجا صرفاً مساله زمان مطرح است. هر چه در زمان پیش تر رویم مبدا در افق پشت سرمان کم رنگ تر خواهدشد.

علوم باطنی غربی[ii] شامل گستره متنوعی از دیدگاه ها است که متاثر از دیدگاه هایی همچون عرفانی شرق، یهودی، مسیحی، دیدگاه های مدرن فیزیکی می باشد. واقعه قابل توجه و نوین در قرن 20 و 21 ام ظهور سنت شکنی در میان افراد دارنده این دیدگاه ها بوده است. به نحوی که دیدگاه هایی که تا پیش از این زمان به عنوان اسرار نزد مکاتب یا فرقه های مختلف مطرح بوده، به صورت کتاب منتشر شده و خصوصاً به صورت مجانی در اینترنت قرار گرفته است.

در علوم باطنی غربی اصطلاحی به نام جادو وجود دارد که ممکن است برای خواننده فارسی زبان (و حتی انگلیسی زبان!) ایجاد بدفهمی کند. کلمه جادو (Magic) – که در انگلیسی هم به معنای شعبده و هم عمل متافیزیکی به کار می رود – در دنیای علوم باطنی غربی، به مفهوم «علم و هنر اعمال تغییر در راستای اراده» (تعریف آلیستر کراولی) به کار می رود. مفهومی که الیفاس لِوی فرانسوی آن را «جادوی متعالی» می نامد و آلیستر کراولی آن را Magick (با تلفظ مِیجیک) می خواند. باید اشاره شود اصطلاح جادوگر (Magician) – یا آنچه من در اینجا ترجیح می دهم برای پیشگیری از بدفهمی «مغ» بنامم – در بسیاری از متون علوم باطنی غربی، با مفهوم عارف (Mystic) یکی در نظر گرفته می شود. البته در برخی تعاریف نیز تفاوتی هایی هست که این دو مفهوم را در جایگاهی در طیفی که یک سر آن بی عملی فعال (عرفان) و سر دیگر آن عمل­گرایی است قرار می دهد.

در این رابطه مفید است که توضیحی کوتاه هم در مورد دغدغه تاریخی جادوی سیاه و سفید هم داده شود – اصطلاح هایی که در طول تاریخ مغان و عارفین مختلف برای بدنام یا خوشنام کردن یکدیگر استفاده می کرده اند. به نظر من تاکید بر قایل شدن تمایزی مطلق بین این دو مفهوم بیهوده است. اما به عنوان برایندی بر دیدگاه هایی که در این رابطه مطالعه کرده ام، به نظر می رسد ارتباطی مستقیم بین بزرگی «من» مغ و میزان سیاهی اعمال او وجود داشته باشد.


[i] Rosicrucianism

[ii] Western occultism