بایگانی

آیین

نیایش خورشید (Invocation of Sol)[1] یک آیین جادوی اختری[2] است و کاربرد آن طبیعتاً فراخوانی آگاهی، حقیقت و حیات خورشید است در جان نیایشگر. انجام دهنده باید «وضع» را به صورت جسمی اختیار کند. در این حال «محراب» را تصور[3] کند و «آیین» را بر زبان جاری سازد[4].

***

[وضع:]

[دستان دایره ای شکل در بالای سر در هم قفل می شود که با سر در میان خود نماد خورشید می سازد.]

[محراب:]

دشت است روبرو

            که عطر است در او

                        پرنده ای گذشت بر او

                                    نفیری بر دوش

عمارتی بین؛ شهر آینه ها که «خود» بنمایاند؛ که «خود» خورشید است.

[آیین:]

ای خورشید! مرا بین؛ بر من تاب که من بی تو جانی­ ام بی فروغ.

بر من لبریز کن جام آتشین کبریا را.

من تو را در وجود پرطنین «اِم پِرُت[5]» می بینم. تو واسع، خاضع، کهربا هستی. تو قدرت جان مکان هستی.

بتاب؛ که برگیرمش. که آوازمش[6] که زین تو حضیض است بارِئ[7].

بتاب که قدرقدرتی؛ که شان پند مرد صولتی.

که می نمایی جان جانان را به خود. که می سپاری افروغ رنگین ماه.

بتاب!

که اینجا خورشیدی ایستاده است با ردایی از خون گلگون؛ که جان است و جان بخش که تویی؛ که مارست و سیلاب که منم.

بتاب! بیش از نخواب در غریو کوه بسان جان.


[1] تدوین شده در 17 اسفند 1384 توسط سپند.

[2] astral magick ritual

[3] visualize

[4] خورشید در عقرب در اینجا بسیار موثر است.

[5] به زبان مصری هیروگلیف: در فصل ظهور

[6] بر آن آواز بخوانم.

[7]  آفریننده / خالق